روایت افسانه‌ای که چهار میلیارد بار در چین شنیده شد. حالا نوبتِ شماست که «شمشیر بیا» را به فارسی بشنوید. قفس می‌شکند، شمشیر می‌آید. «قناری در قفس»، جلد اول رمان "شمشیر بیا" است. ساکنان شهرک "لونگ‌چوان" در واقع شبیه «قناری در قفس» هستند که توسط رزمندگان بیگانه، برای استفاده سودجویانه از انرژی حیاتی آنها، حبس شده اند. چِن پین‌آن، پسر نوجوان یتیمی است که جام زندگی‌اش شکسته و پل جاودانگی‌اش از هم گسسته است؛ او با کارهای پاره‌وقت روزگار می‌گذراند اما لحظه ای دست از اصول و مهربانی برنمی دارد. با ورود ناگهانی رزمندگان بیگانه، او با شمشیرزن "نین‌یائو" آشنا می‌شود و با همکاری یکدیگر، میمون پیر کوه "ژنگ‌یانگ" را که دوستش را زخمی کرده بود، عقب می‌رانند. پس از فداکاری حکیم "چی جینگ‌چون"، چِن پین‌آن مأمور می‌شود کودکان را به مدرسه "یان‌یای" ببرد؛ او کفش‌های حصیری می‌پوشد، شمشیری برمی‌دارد و سرانجام از قفس سرنوشت خارج می‌شود.
روایت افسانه‌ای که چهار میلیارد بار در چین شنیده شد. حالا نوبتِ شماست که «شمشیر بیا» را به فارسی بشنوید. قفس می‌شکند، شمشیر می‌آید. «قناری در قفس»، جلد اول رمان "شمشیر بیا" است. ساکنان شهرک "لونگ‌چوان" در واقع شبیه «قناری در قفس» هستند که توسط رزمندگان بیگانه، برای استفاده سودجویانه از انرژی حیاتی آنها، حبس شده اند. چِن پین‌آن، پسر نوجوان یتیمی است که جام زندگی‌اش شکسته و پل جاودانگی‌اش از هم گسسته است؛ او با کارهای پاره‌وقت روزگار می‌گذراند اما لحظه ای دست از اصول و مهربانی برنمی دارد. با ورود ناگهانی رزمندگان بیگانه، او با شمشیرزن "نین‌یائو" آشنا می‌شود و با همکاری یکدیگر، میمون پیر کوه "ژنگ‌یانگ" را که دوستش را زخمی کرده بود، عقب می‌رانند. پس از فداکاری حکیم "چی جینگ‌چون"، چِن پین‌آن مأمور می‌شود کودکان را به مدرسه "یان‌یای" ببرد؛ او کفش‌های حصیری می‌پوشد، شمشیری برمی‌دارد و سرانجام از قفس سرنوشت خارج می‌شود.